Tuesday, July 19, 2005

رنج و شادی
مهم نبوده که من چی کار کنم و رفدارم چی باشه، این همیشه اینجوره بوده که تو شادی هام دیگران شریک بودن اما توی عذاب هام تنها خدم بودم
هیچ وقت کسی توی رنجم شریک نبوده و حتی اونهایی که به خاطرشون ناراحت هم بودم نمی فهمیدن که من ناراحتم
تا بوده چنین بوده، سعی کردم تغییرش بدم اما نشد. دیگه تلاش نمیکنم. از تلاش کردن خسته شدم. قبون کردمش اما میخوام یک سوال کنم و میدونم بی مورد هم نیست

چرا؟ چرا؟ و در آخر چرا!!؟

0 comments: