يكي از دوستام در قسمت جاودانگي نوشته بود: اگه ميتونستيم يك قسمت از حافظه يا خاطراتمون رو پاك كنيم خوب بود حالا جاودانگي نبود مهم نيست
حرف جالبي زدند. مثلا اگه ممكن بود ما بيست سال زندگي كنيم بعد خاطراتي كه برامون ناراحت كننده است رو پاك كنيم شايد شاد تر زندگي ميكرديم. اما اول بايد به اين سوال جواب بديم كه: چه تضميني هست كه در بيست سال بعدي دوباره عين همون ناراحتي ها يا اشتنباهات رو تكرار نكنيم؟
البته ممكنه همين قابليت پاك كردن حافظه يك جور جاودانگي باشه چون به هر حال به ما يك احساس مشابه هم ميده.در واقع شايد ما ميخواييم جاودانه باشيم كه اشتباهاتمون رو فراموش كنيم. ما ناراحتيم چون وقتي اشتباه ميكنيم ديگه فرصتمي نداريم اما اگه عمرمون بينهايت باشه يا بتونيم حافظه رو پاك كنيم جفتش يك نتيجه رو ميده
ميدونيد ما آدما جاودانه نيستيم. علممون هم كامل نيست. توي دنياي بي دليلي هم زندگي ميكنيم. اما يك نكته مثبت اين دنيا داشته باشه اينه كه ما تجربه كسب ميكنيمالبته ما اين گزينه رو داريم كه توي زندگيمون از تجربه هامون استفاده كنيم و خودمون رو گول بزنيم يا اينكه همچنان واقعيتها را كه ميبينيم بپذيريم و باز سوال كنيم
من از يك چيزي مطمع هستم : ما نيومديم كه فقط زندگي كنيم.! شايد اومديم كه سوال كنيم. شايد كسي كه آوردتمون ميخواسته چيزاي ديگري رو بگه كه نتونسته! شايد … اما مطمعنا فقط زندگي بي معني نبوده

0 comments:
Post a Comment